• سیستان دانلود
  • ads
    ♥ رمــــان ...... رمان ...... رمــــان ♥ - ♥ 96 - رمان عشـــقم رو نادیـــده نگیــر
    عـــه واع!! ســ ــلوم

    دوستان من امروز یکم چت میزنم که اونم موردی نداره..بخاطر تموم شدن رمان بید:-2-35-:

    اصن یه ذوق زاید الوصفی داشته بیدم الان:-2-16-:هووووورا بالاخره این رمــــــآن بعد از حدود دو ســـال و اندی به اتمام  رســــید:-2-16-: این الان قیافه ی منه:-2-32-:

    خب جدا از این حرفا...دلم برای تک تکتون تنگ میـشه! خوبی بدی ای دیدین حلال کنین دوستان..

    با اینکه قرار نیست جایی برم و در حال حاضر بیخ ریشتون هستم ولی خب فعلا این رمان اول و آخرمه..البته فـــــعلا ها! البته یه موضوع جدید اومده تو ذهنم ولی میبینم...نه خودم حال و حوصلشو دارم...نه اینکه دلم میاد هی تو خماری بزارمتون و شما هم هی حرص بوخورید...

    نظـــــــــــرا کممممممه...خب لااقل اینبار به خاطر آخرین پست این رمان نظرارو زیاد کنین دلم خوش باشه:-2-18-:

     هر گونه نقــد و انتقادی هم باعث افزایش تپش قلب اینجانب شده و بعنوان یک تسکین دهنده عمل میکند!( چــی گفتم؟؟!:-2-35-:)

    راستی یه سری از دوستان گفته بودن خوشیشون رو هم بنویسم..بنده هم بسیار حـــرف گوش کن(!) این شد که نتونستم حرفتون رو زمین بندازم و بخـــاطر شما دوزتان عزیزم از خوشیشون هم نیوشتم

    میدونم زیادی پر حرفی کردم...بریم سراغ آخـــــرین قسمت رمان عشـــقم را نادیده نگیر...

    نظر فراموش نشه...

    ( یه قسمتی رو جا گذاشته بودم..دوباره گذاشتمش! اونایی که نخوندن بوخونن)

     



    ادامه مطلب
    تاريخ : یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 | 12:34 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    نمی دونم از روی بیکاری بود یا هر چی..به هر حال من اومدم با یه پست دیگه یه جورایی هم میشه گفت ترسیدم نت قطع شه و دیگه نتونم پست بزارم

    ولی خدایی میبینید چقد فعال شدم؟ خو حالا یالا نـــظرارو رد کونید بیاد

    زیاد باشنااااا چون امروز دیگه رکورد زدم!!

    پست بعدی رو نمی دونم واسه کی بیفته چون بستگی داره خودم بخوام تا کی تو خماری بزارمتون

    عاغو شوخی کردم بریم سراغ این پســــــــــــــــــــــــــــت نظر فراموش نشود


    برچسب‌ها: رمان, رمان عاشقانه, رمان ایرانی_رمان همخونه ای, رمان هیجانی

    ادامه مطلب
    تاريخ : پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 | 3:5 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    سهـــــلوممم به همه ی دوستای گلم

    اول از همه جا داره بخاطر نظر خوبتون ازتون تشــــــــــکر کنم(مثه تو تلویزیونا)

    دوم اینکه یه سوال داشتم...

    بعضی از دوستان میگن برای رمانت ارزش قائل نیستی و میخوای سریع از شرش خلاص شی

    بعضیای دیگه هم میگن خیلی کشش دادی و این حرفا...

    من الان دقیقا اینجوری بیدم  عاغا تکلیف من چیـــه:-2-18-:

    راستی تا آخر رمان حدود سه تا پست دیگه مونده شایدم دوتا...نمیدونم دقیقا

    از الان شــــــــــــــمارش معکوس آغاز میشووود...

    انقده بابت تموم شدنش ذوق دارم که نگووو...بعد دیگه بعنوان نویسنده شناخته میشم اگر خدا بخــــواهد

    خب دیگه پرحرفی بسه بریم سراغ پست امروز...



    ادامه مطلب
    تاريخ : چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 | 10:23 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    ســــــلوم به همگیییی من اومدممممم

    دوستان این چند روز نت قطع بود بخاطر همین هم الان که اومدم نظرا رو یه جا تایید کردم و هیچکدومو جواب ندادم خلاصه این که از دستم عصبی نشید

    از همه ی اونایی که نظر میزارن ممنونم واقعا...تنها دلخوشیم همین نظرای خوب شوماس

    اونایی هم که نظر دادن ارسلان یه وقت خیانت نکنه.. فقط میتونم بگم که زود قضاوت نکنید

    و حرف آخرم اینه که این رمان تفریبا رو به پایانه...یعنی دقیقا آخراش نیست هاا  تقریباااا رو به پایانه... از همه ی اونایی که تا اینجای رمانم منو همراهی کردن و دلگرمم کردن تشـــــــــ ـــکر ویژه دارم امیوارم این رمان طبق میلتون بوده باشه و اگرم   تو طول رمان از دستم عصبانی  شدین عذر می خوام...

    بازم مثل همیشه نظر فراموش نشهههههه

    بریم سراغ این پست از رمان...



    ادامه مطلب
    تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393 | 21:15 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |

    سلام به همه ی دوستای گلم

    بخاطر تاخیرم از همتون عذر میخوام سعی میکنم دیگه تکرار نشه..

    این پستی رو هم که امشب گذاشتم کمه ولی تا همینجا گذاشتم که تو خماری نمونید نظرم یادتون نره:-2-18-: من بــ ــی نظرای شوما هیچم:-2-18-:دلمو نشکونین:-2-34-:

    خب دیگه بریم سر پست امشب:-2-23-:



    ادامه مطلب
    تاريخ : دوشنبه ششم مرداد 1393 | 0:27 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    سلام دوبارهههههه بچه ها من میخواستم عکس شخصیتارو بزارم ولی پون لینکشون غیر مجازه نمیان...اصلا کلافم کرده!

    آدرسا رو هم نوشتم ولی باز هم نیومدن..واسه همین گفتم بزارمشون توی امضام تو نود و هشتیا...شرمنده

     وارد امضا که شدین روی درباره ی من کلیک کنین(اینجا کلیک کنید)

    نظر یادتون نره.... دوستون دارم بای

     

     



    تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 | 18:28 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    ســـــــــــــــــــــهلام ســــــــــــــــــــهلام به همه ی دوستای گلم

    عاغوو من اومدم با یه پست جدید... امیدوارم که مورد پسندتون واقع بشه و شوماها با نظرای خوبتان مرا مستفیض بگردانید اگرم که خوب نبود و خوشتون نیومد که واقعا نمی دونم چی چی بوگویم

    به بزرگی خودتون ببخشید دیه

    میدونم که می بخشید

    عاغا فقط یه لطفی در حقم بکنید و این نظرا رو بیشترشون کنیییییییییییین می کنین؟؟

    خیلی دوستون دارم...بریم سراغ پست امروز



    ادامه مطلب
    تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 | 14:7 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    ســــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــلام من اومدم با یه پست دیگه

    شرمنده این چند روز واقعا دست و دلم به نوشتن رمان نمی رفت و اصلا نمی تونستم ذهنمو متمرکز کنم

     همینا رو فقط تونستم بنویسم سعی می کنم پست های بعدی رو هم بنویسم و به موقع توی وب بزارمشون...

    عکس شخصیتارو هم دفعه ی بعد همراه پست بعدی می زارم...

    بازم مثل همیشه نظررررررررررررررررر یادتون نره...من فقط به نظرای شما دلخوشممرسی...

     



    ادامه مطلب
    تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 | 5:31 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    سلام سلام من اومدممممم خوش اومدمممممممم

    بابت نظرای خوبتون خیلی ممنونم... این دفعه  سعی کردم بدقولی نکنم بخاطر همین هم امروز گذاشتم از کسایی هم که از دستم شاکی شدن واقعا عذر میخوام...

    دوستان این پست یکم هول هولکی شد واسه همین اگه زیاد خوب ازاب درنیومده  منو ببخشید...

    بریم سراغ این پست... نظر هم فراموش نشه ممنون

     



    ادامه مطلب
    تاريخ : دوشنبه شانزدهم تیر 1393 | 20:58 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    سلام سلام من اومدم با یه پست جدید

    امیدوارم باب میلتون باشه...

    منم دیگه حرفی ندارم دارم از خستگی بیهوش می شم...

    نظر هم یادتون نره ممنون....



    ادامه مطلب
    تاريخ : پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 | 20:52 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    سلام دوستای گلم...

    من بازم اومدم با یه پست جدید شرمنده اگه راضیتون نمی کنه اول میخواستم چند تا پست دیگه رو هم تایپ کنم و یه جا بزارمشون توی وب ولی دیدم بیشتر از این عصبانیتون نکنم و طولش ندم

    بخاطر نظراتتون هم ممنون...مثه اینکه تهدیده کارساز بودیه چیز دیگه! بچه ها میخوام نظرتون رو راجع به شخصیت ها بدونم یکی از دوستان گفت شخصیت سارینا لوسه

     ممنون میشم شما هم نظر بدین...من هم تا جایی که بتونم شخصیت ها رو تغییر میدم...

    بیشتر از این حرف نمی زنم بریم سراغ پست امروز



    ادامه مطلب
    تاريخ : یکشنبه هشتم تیر 1393 | 11:34 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    ســـــــــــــلام ســـــــــــلام همگی...خوبین؟؟خوشین؟؟سلومتین؟؟

    عاغا من بازم اومدم روی سرتون جا دارم خودم میدونمشوخی کردم دوستان شما روی سر من جا دارید من کی باشم زر مفت بزنم

     پاچــه خواری به این میگنابــــعله دیگه به هر حال باید یه جوری خودمو تو دلتون جا کنم

    قبل از خوندن رمان بریم سراغ نظرا که خــــیلی از دستتون دلخورم نظرا چرا آب رفته؟؟ چــــــــــــــــــــرا؟؟؟؟من به نظرای شما دلخوشم خو...چرا این دلخوشی را از من می گیرید؟؟ از بیـــــــــــــستا رسیدن به هفت تا؟؟

    عاغا ینی چی ؟؟ اصلا حالا که اینطوری شد هر کی بدون نظر بره ایشالا تر تر بگیره

    شاید این تهدیدا روی شما کارساز باشه

    حالا هم بریم سراغ این پست که خیلی کم باشه اما به هرحال مفت باشه کوفت باشه نظرم فراموش نشهههههههههههههههههههههههههههههههههه لدفا

     



    ادامه مطلب
    تاريخ : پنجشنبه پنجم تیر 1393 | 6:54 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    سلام من اومدم شرمنده بخاطر تاخیرم امروز پستش بیشتر از قبلیه امیدوارم که خوشتون بیاد بریممم سراغ رمان



    ادامه مطلب
    تاريخ : سه شنبه سوم تیر 1393 | 5:0 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    سلام سلام من بازم اومدم ...امشب یه پست تپل داریمم فقط خدا کنه خوشتون بیاد منم برم بازی ایران و نیجریه رو ببینم داه شروع میشه هووووف از طرف من خدافظظظظظظ



    ادامه مطلب
    تاريخ : دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 | 23:25 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
     

     سلاااااااااااااااااااااااااااااام من اومدم با تاخیررررررررررر بسیار زیاد...بله میدونم ولی خداییش درگیر امتحانا بودم الانم هنوز تموم نشدناااا فعلا جیم زدم  و با یه پست اومدم سراغتوننننن

    راستی برای شخصیتا عکسم در نظر گرفتم که اونارو بعد امتاحانا میزارمممم فعلا بریم سراغ رمان اشکالی هم داشت بهم خبر بدین ممنووون



    ادامه مطلب
    تاريخ : شنبه هفدهم خرداد 1393 | 21:25 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |

    سلااااااام سلااااااااااااااام


    هه من بعد دو هفته اومدم...تاخیر داشتم میدونم شــــرمنده ی همتونممم


    ولی خب دلیلم داشتم بابام کامیوترو ازم گرفت الانم بخاطر شما اومدم کافینت...ممنون از نظرای همتون

    بریم سراغ رماااااااااااااااان....




    ادامه مطلب
    تاريخ : جمعه بیست و نهم فروردین 1393 | 18:44 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    رمان عشقم را نادیده نگیر قسمت 14


    سلوم من بازم اومدم همونطور که قول داده بودم... پست بعدی دیگه فک کنم بره تا چهار شنبه البته فکر کنم

     حالا هم بریم سراغ رمان...



    ادامه مطلب
    تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393 | 18:13 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    ســــــــــــــــــــــلام من اومدممممممم
    اینم یه پست جدید ...ممنون از همتون که نظر میزارید و بهم انرژی میدین

    پست بعدیش که میفته توی مدرسه ها دقیق نمی دونم کی میزارم چون مطمئنا سرم شلوغ میشه و دوباره فحشم میدین ولی خب منم سعی خودمو میکنم زود بزارم

    راستی قسمت بعدیو توی همین پست میزارم حواستون باشه یه جای دیگه دنبالش نگردید

    بریم سراغ رماااااان



    ادامه مطلب
    تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 18:51 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 0:22 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    تاريخ : دوشنبه یازدهم فروردین 1393 | 0:28 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    اینم بقیه ی رمانممممممممممممممممممممممممممم بالاخره گذاشتمششششششش



    ادامه مطلب
    تاريخ : دوشنبه یازدهم فروردین 1393 | 0:26 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    فعلا تا همینجاشو میزارم بقیشو معلوم نیست ولی سعی میکنم اول رمانمو تمومش کنم بعد توی سایت بزارم

    فعــــــــــلا
    لبخند شکلک دندان



    ادامه مطلب
    تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 15:15 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 15:8 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 15:0 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 14:58 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 14:56 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    تاريخ : سه شنبه یکم بهمن 1392 | 2:41 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |
    سلام دوستانcurly lips sorry smiley emoticon

    عاغا من اصلا نمی دونم چی بگمsad tears emoticon


    اولا از همه ی اونایی که لطف میکنن و رمانمو میخونن (میخوندن) تشششششششششششکر میکنم

    که منو تو رمانم همراهیم کردید

    ولی منه (....) funny thumbs down emoticon{هر فحشی خواستید بدید} با بد قولیام باعث شدم خیلیاتون از رمانم زده بشین
    واقعا معذرت میخواهمheart broken emoticon




    فعلا هم میخوام رمانو تا جایی که تو نودهشتیا نوشته بودم اینجا بزارم


    ولی مثله قبلنا قول نمیدم حالا حالا ها رمانمو ادامه بدم(یعنی من برم بمیرم با این رمان نوشتنم)cute sad smiley emoticon

    هر کسی هم که هنوز منتظر ادامشه فعلا نخونه چون بازم دیر میزارم اونوقت اعصابش خورد میشه بعد میاد دق و دلیشو سرم خالی می کنه crying into tissue emoticon



    بــــــــعله!!
    crying with laughter emoticon




     دیگه زیادی زر زدم شبتون گل گلی ...crying sad waving bye emoticon



    ادامه مطلب
    تاريخ : سه شنبه یکم بهمن 1392 | 2:33 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |

    رمان: عشـــقم رو نادیـــده نگیــر


    قسمت: 2 دوم


    نظر فراموش نشه...



    ادامه مطلب
    تاريخ : شنبه دوم شهریور 1392 | 16:14 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |



    سلام سلام دوستان این رمان منه ...


    توی سایت 98ia هم هستش ولی هنوز تموم نشده

    امیدوارم خوشتون بیاد

    به نظراتتون هم خیلی احتیاج دارم

    این رمان رو  از این به وبعد توی این وب ادامش میدم...(خدا ایشالا  اون هکرای از خدا بیخبر رو رو ذلیل کنه)

    از کار و زندگیمون افتادیم خخخخخخ

    خب بریم سراغ رمان

    ___________________________


    http://www.irfreeup.com/uploads/m1u6cfjk9hp04eymjih.jpg


    رمان:عشقم رو نادیده نگیر
    موضوع:عاشقانه
    اول شخص از زبان دختر
    پایان خوبی داره
    ژانر:عاشقانه-رمانتیک
    نویسنده: خودم

    خلاصه:
    دختری بیست ساله...

    دختری از جنس احساس....

    دختری عاشق...

    عشقی یک طرفه...

    عشقی که با بیرحمی پس زده شده!!!

    اما...

    زندگی فراز و نشیب هایی دارد...

    فراز و نشیب هایی که میتواند به یک اتفاق سرانجام یابد...

    اتفاقی که زندگی اش را تغییر میدهد...

    اتفاقی شیرین...


                                        .....یک ازدواج.....


    رمانش هــمــخــونه ایه..امیدوارم خوشتون بیاد






    ادامه مطلب
    تاريخ : شنبه دوم شهریور 1392 | 16:10 | نویسنده : ♥مــــینــ ــا ♥ |